همه نوشته‌های btq

درباره ISO 26000

ISO26000 12

ISO 26000 برای تمام سازمان ها، صرف نظر از اندازه و یا محل آنها راهکارهایی را فراهم می کند، در:
مفاهیم، اصطلاحات و تعاریف مربوط به مسئولیت اجتماعی
پس زمینه، روند و ویژگی های مسئولیت اجتماعی
اصول و شیوه های مربوط به مسئولیت اجتماعی
افراد هسته و مسائل مربوط به مسئولیت اجتماعی
یکپارچه سازی، پیاده سازی و ارتقاء رفتار مسئولیت اجتماعی در سراسر سازمان و از طریق سیاست ها و شیوه های آن، در گستره نفوذ  آن .
شناسایی و تعامل با ذینفعان. و
برقراری ارتباط تعهدات، عملکرد و سایر اطلاعات مربوط به مسئولیت اجتماعی است.

نتیجه

– افزایش سطح آگاهی
– کمک به توسعه سازمان
– ترویج قانون گرایی و حس وظیفه نسبت به قانون مداری
– برداشت واحد از مفهوم مسئولیت اجتماعی در سازمان

گواهینامه ایزو

ایزو ۲۶۰۰۰ ماهیت گواهینامه را ندارد و صدور گواهینامه برای این استاندارد نوعی عدم شناخت صحیح از کاربرد این استاندارد است . این استاندارد یک سیستم مدیریت نیست بلکه راهنمایی ست جهت شناخت و آگاهی سازمان ها از مسئولیت اجتماعی سازمان .

ایزو و مسئولیت اجتماعی

  • ایزو با ارائه راهنمایی اختیاری درباره مسئولیت اجتماعی ، توسعه استاندارد جدید ایزو ۲۶۰۰۰ را شروع کرده است.
  • ایزو ۲۶۰۰۰ برای انواع سازمان ها در هر دو بخش عمومی و خصوصی واقع در کشور های توسعه یافته یا در حال توسعه خواهد بود.
  • ایزو ۲۶۰۰۰ توسط موارد زیر بر مسئولیت اجتماعی ارزش می افزاید:

–          اجماع بین المللی درباره معنی مسئولیت اجتماعی و مسائل مربوط به مسئولیت اجتماعی که سازمان ها نیاز به اشاره به آن دارند.

–          فراهم سازی راهنمایی درباره قواعد تبدیل آن به اعمال موثر.

–          پالایش بهترین راهکارها که از پیش بکار گرفته می شدند و پخش جهانی اطلاعات به نفع جامعه بین المللی.

ایزو ۲۶۰۰۰ با فراهم سازی راهنمایی همسان و جهانی بر اساس اجماع بین المللی بین نمایندگان متخصص گروه سهامداران اصلی به ابتکار مسئولیت اجتماعی موجود ارزش می افزاید و بنابراین پیاده سازی بهترین راهکار ها در مسئولیت اجتماعی را در سطح جهان ممکن می سازد.

ایزو ۲۶۰۰۰ چیست؟

ایزو ۲۶۰۰۰ معرف استاندارد بین المللی است که برای مسئولیت اجتماعی راهنمایی ارائه می کند. این ایزو برای انواع سازمان ها در هر دو بخش عمومی و خصوصی واقع در کشور های توسعه یافته یا در حال توسعه قابل استفاده است. این ایزو به آنها کمک می کند به شیوه مسئولیت اجتماعی که جامعه بطور افزاینده خواهان آن است رفتار کنند.

ایزو ۲۶۰۰۰ فقط شامل راهنمایی است (نه الزامات) و به همین دلیل مانند ایزو ۹۰۰۰ و ایزو ۱۴۰۰۱ به عنوان گواهینامه استفاده نمی شود.

چرا ایزو ۲۶۰۰۰ مهم است؟

تجارت پایدار برای سازمان ها نه تنها به معنی فراهم سازی خدمات و محصولاتی است که رضایت مشتری را جلب می کند، و این کار را بدون به خطر انداختن محیط زیست انجام می دهد، بلکه آن را به شیوه مسئولیت اجتماعی انجام می دهد. مشتریان، مصرف کنندگان، دولت ها، اتحادیه ها و در مقایسی وسیع تر عموم مردم انجام این کار را تحمیل می کنند. در همین حال مدیران دوراندیش می دانند که موفقیت پایدار بر روی اعمال موثق تجاری ساخته می شوند و با اجتناب از فعالیت هایی مانند حسابداری شیادانه و بهره کشی کاری همراه می باشند.

از طرفی تعدادی بیانیه مهم از قواعد مربوط به مسئولیت اجتماعی منتشر شده و از طرف دیگر برنامه ها و ابتکارات مسئولیت اجتماعی انفرادی زیادی وجود دارد. چالش موجود نحوه بکار بستن قواعد است و اینکه حتی زمانی که ممکن است درک معنی “مسئولیت اجتماعی” از یک برنامه تا برنامه ی دیگر متفاوت باشد چطور می توان مسئولیت اجتماعی را بطور موثر و کارآمد پیاده سازی نمود.

دستاورد های ایزو ۲۶۰۰۰ چیست؟

ایزو ۲۶۰۰۰، تخصص بین المللی را وارد مسئولیت اجتماعی می کند و معنی آن را توضیح می دهد، یک سازمان باید به چه مسائلی اشاره داشته باشد تا بتواند با مسئولیت پذیری اجتماعی عمل کند، و اینکه در پیاده سازی مسئولیت اجتماعی چه عملی بهتریناست. ایزو ۲۶۰۰۰ یک ابزار مسئولیت اجتماعی قدرتمند خواهد بود که به سازمان کمک می کند از افکار خوب به عملکرد خوب برسد.

نیاز به کارکرد ایزو بر اساس یک استاندارد مسئولیت اجتماعی اولین با در سال ۲۰۰۱ حس گردید. در سال ۲۰۰۳ گروه تخصصی مسئولیت اجتماعی که از طرف هیئت مدیریت فنی ایزو تشکیل شده بود درباره ابتکارات و مسائل مسئولیت اجتماعی در سراسر دنیا یک بازبینی گسترده انجام دادند. در سال ۲۰۰۴ کنفرانسی بین المللی با حضور سهامداران مختلف برگذار کرد با این عنوان که آیا باید موضوع مسئولیت اجتماعی را پی گیری نمود یا خیر. نتیجه این کنفرانس مثبت بود و باعث شد در اواخر ۲۰۰۴ کارگروه ایزو، تهیه استاندارد جدید ایزو ۲۶۰۰۰ را دستور کار قرار دهد.

دانلود استاندارد ISO 26000

رنو کوئید

رنو کوئید مقرون‌به‌صرفه‌ترین خودرو جهان

 renault-kwid2

تولید خودرو ارزان‌قیمت که از کیفیت قابل قبولی بهره‌مند باشد، کار آسانی نیست و درواقع یک هنر است و رنو ازجمله خودروسازهایی هست که این هنر را به خوبی آموخته است. از زمانی که رنو از کوئید رونمایی کرد، مشخص بود که قرار است یکی از ارزان‌ترین اتومبیل‌های جدید موجود در سراسر جهان، باشد و احتمال می‌رفت قیمت آن از ۴۷۰۰ دلار شروع شود.

خُب، در حال حاضر رنو حتی فراتر از انتظار‌ها عمل کرده و کوئید را با شروع قیمت ۲۵۶۹۶۸ روپیه یعنی تنها ۳۸۸۵ دلار در هند رونمایی کرده که گران‌ترین مدل آن هم ۳۵۳۰۰۰ روپیه (۵۳۴۰ دلار) قیمت‌گذاری شده است. راز قیمت پایین آن در این واقعیت نهفته است که کوئید در کارخانه مشترک رنو-نیسان در Chennai هند که قلب خودروسازی و درواقع دیترویت هندوستان به شمار می رود و با نرخ بومی سازی ۹۸ درصد تولید شده است.

درواقع کوئید یک ماشین شهری هست که بر اساس پلتفرم CMF-A رنو نیسان ساخته‌شده و ابعاد آن شامل ۳۶۷۹ میلی‌متر طول، ۱۵۷۹ میلی‌متر عرض و ۱۴۷۸ میلی‌متر ارتفاع است و فاصله بین دو محور آن هم ۲۴۲۲ میلی‌متر هست. رنو کوئید از فاصله نسبتاً زیاد ۱۸۰ میلی‌متر از سطح زمین، بهره می‌برد و برای جاده‌هایی که از کیفیت پایینی دارند، بسیار مناسب است.

در زیر کاپوت کوئید، یک موتور بنزینی سه سیلندر ۰.۸ لیتری قرار گرفته که توان ۵۳ اسب بخار در دور ۵۶۷۸ و گشتاور ۷۲ نیوتن متر در دور ۴۳۸۶ تولید می‌کند و به یک گیربکس پنج دنده دستی متصل شده است. مصرف سوخت ترکیبی آن تنها ۴ لیتر در صد کیلومتر و ظرفیت مخزن سوخت آن هم ۲۸ لیتر می‌باشد.

renault-kwid-climber-concept-02

رنو وعده داده که کوئید در آینده با یک موتور قوی‌تر ۱.۰ لیتری و گیربکس خودکار قابل سفارش خواهد بود.

منبع: carscoops

آموزش مدیریت ارشد

آموزش مدیریت ارشد

آموزش مدیریت ارشد
آموزش مدیریت ارشد

مدیران جوان و مشتاق برای حضور در عرصه کسب‌و‌کار، باید چیزهای زیادی در مورد مدیریت یک کسب‌و‌کار کوچک بیاموزند. چیزهای بسیار زیادی در مدت زمان خیلی کوتاه! هنری مینتزبرگ، پروفسور دانشگاه مک گیل در کتاب پرخواننده خود به‌‌نام «مدیریت»، یک فهرست رعب‌آور از چالش‌هایی که پیش روی مدیران قرار خواهد گرفت را فراهم آورده است:

* روند مداوم و بی وقفه فعالیت‌های روزمره

* تنوع در وظایف و رسیدگی اجمالی و اختصاص تمرکز لازم روی همه وظایف

* انجام یکسری وظایف کوتاه و مجزا در زمان کاری کوتاه

* جهت گیری عملگرا در مقابله با مشکلات

* برقرار کردن ارتباط شفاهی و غیررسمی برای انتقال اطلاعات

* ایجاد ارتباط جانبی/ سلسله مراتبی در کار (با همکاران و کارمندان)

* استفاده از شیوه مدیریت پنهان هوشمندانه به جای مدیریت آشکار برای کنترل شغل

مینتزبرگ می‌گوید: «مدیریت نه یک علم است و نه یک شغل؛ بلکه یک مهارت است که از طریق تجربه به‌دست می‌آید.» این مهارت می‌تواند از یکی از روش‌های پیش‌رو به دست آید: الف) تجربه مستقیم، ب) اسپانسرهای داخلی و ج) مربیان خارجی مستقل.

تجربه مستقیم

اولین روش برای کسب این مهارت، در کسب تجربه شخصی همزمان با انجام کار نظارت است. همه صاحبان کسب‌وکار کوچک این کار را انجام می‌دهند و شیوه مدیریت را از این طریق می‌آموزند، اما این روش در زمان فشرده و با اشتباهات بسیار زیادی همراه است. بنابراین با در نظر گرفتن زمان محدود نمی‌توان این‌گونه پروژه‌ها را بی‌نقص به سرانجام رساند و حتی این آموزش ضمن کار به یک برنامه‌ریزی سنجیده‌شده‌ نیاز دارد. درو هندریکس، کارشناس فناوری و متخصص رسانه اجتماعی هشدار می‌دهد: «هر جنبه از کسب‌وکار شما نیازمند یک برنامه و طرح جامع است؛ از جلسات ناهار هفتگی گرفته تا تعاملات شما با مشتریان. طرح این برنامه به معنی تعیین اهداف آموزشی است.» صاحبان کسب‌وکار و مدیران می‌توانند به‌صورت تجربی اینها را بیاموزند و حتی این آموزش تصادفی و غیرقابل‌پیش‌بینی نیز نیاز به برنامه‌ریزی دارد.

اسپانسرهای داخلی

دومین روش کسب این مهارت؛ حامیان فامیلی است. ما می‌توانستیم در میان خانواده یا نسلی از حامیان مالی به‌دنیا آمده باشیم یا از آموخته‌های آنها فراگرفته و از طریق ازدواج و رابطه‌های سببی به‌کار در آنجا مشغول شده باشیم. این مدیر مشتاق و بلندپرواز می‌تواند آموزش مهارت‌های مدیریتی را توسط آموزش ارزشمند آشنایان به‌دست بیاورد. این قضیه اغلب در مشاوران غیررسمی هیات‌مدیره دیده می‌شود. این نقش برای یک حامی، امر آموزش، هدایت و پشتیبانی را شامل می‌شود. زمانی که صاحب یک کسب‌و‌کار کوچک شخصی را به‌عنوان مشاور انتخاب می‌کند، این مشاور آگاه و دانا باید به‌طور مداوم به وی کمک کند. Tom Reddon که در تیم گفت‌و‌گوی انجمن توزیع‌کنندگان (MHEDA) حضور دارد، می‌نویسد: «امر آموزش، نقش ستون فقرات را در موفقیت، ایمنی و اجرایی محیط کار ایفا می‌کند که در همه این موارد مهارت‌های موردنیاز باید از طریق آموزش مستمر حفظ شود.»

مربیان خارجی مستقل

سومین روش کسب مهارت مدیریت، از طریق مربیان خارجی است که یا از طریق استخدام آنها یا با پرداخت هزینه‌ای می‌توان مهارت‌های آنها را خریداری کرد. همان‌طور که پیتر دراکر عنوان می‌کند: «بسیاری از افراد دقیقا همان کاری را انجام می‌دهند که پیش‌تر اجدادشان انجام می‌دادند صرفا به‌دلیل نیاز بالایی بود که به تعداد زیادی از این‌گونه افراد احساس می‌شد و به همین دلیل است که ما امروزه مدارس کسب‌و‌کار داریم. این در حالی است که در گذشته فقط به تعداد محدودی از این افراد نیاز داشتیم که تجربیاتشان را از طریق مراکز غیررسمی خودگردان به‌دست آورده بودند، اما مساله اینجاست که این تجربه‌ها به‌آسانی به‌دست نمی‌آیند و در طول مسیر تلفاتی هم به‌جای می‌گذارند و برای جلوگیری از این اتفاق، مراکزی با تجهیزات کامل و با ایمنی بالا درست کردیم.»قسمت جالب موضوع اینجاست، همان‌طور که استاد مینتزبرگ می‌نویسند: آموزش مدیریت و تربیت مدیران در دانشگاه‌ها به صورت معکوس عمل می‌کند. او می‌نویسد: «قطعا در مقایسه با کار مدیران متخصصی که قبل از حضور در عرصه مدیریت تجاربی را کسب کرده‌اند، تئوری بودن این مسائل مشکلات عدیده‌ای برای کار مدیریت ایجاد می‌کند. مدیران برای کسب موفقیت باید دانش سطحی خود را به مهارت و تخصص تبدیل کنند. همان‌طور که گفته شد متخصص کسی است که در مورد چیزهای کم، هرچه بیشتر و بیشتر آگاهی کسب کند تا درنهایت به درجه‌ای از دانش نایل شود که همه چیز را در مورد یک چیز می‌داند. اما مشکل مدیران دقیقا عکس این قضیه است: داشتن دانش بسیار کم در مورد چیزهای زیاد و در نهایت رسیدن به درجه‌ای که هیچ دانشی در مورد هیچ چیز ندارد.»

سن و سال، نداشتن حامی خانوادگی و نبود آموزش رسمی مانعی بر سر راه موفقیت یک مدیر نیست؛ یادگیری درس‌های ساده مدیریتی در کسب‌وکار کوچک امکان‌پذیر است: فقط یک مربی و مشاور خوب استخدام کنید، زیرا او می‌تواند نقش یک راهنما را برای شما داشته باشد. استاد مینتزبرگ می‌گوید: «شیوه مدرنی که من همه کارهایم را با بهره‌گیری از آن پیش می‌بردم، یک روش زودگذر و مقطعی بود که به‌سرعت کهنه و بی‌فایده شد. سال‌ها گذشت و من بالاخره این موضوع را متوجه شدم که آن شخص پیر و بداخلاق و عبوس، یک مرد دانا و با بصیرت بود که برای حفظ سنت‌های صحیح و موفق کسب‌و‌کار به همه افراد در همه سنین آگاهی‌های خود را انتقال می‌داد. او نسل‌های بعدی مدیران را آموزش می‌داد. حتی بعد از سال‌ها، بسیاری از کلمات حکیمانه او در مورد راه‌اندازی یک سازمان را به یاد می‌آورم. اما من هرگز از این انسان عجیب و غریب تشکر نکردم و این کمترین کاری بود که باید انجام می‌دادم.»

نویسنده: Jack Yoest

مترجم: بهناز پذیرائی

۲۰۱۶ :DRAFT ISO/TS 16949

۲۰۱۶ :DRAFT ISO/TS 16949

2016 :DRAFT ISO/TS 16949

The IATF has approved the first draft of the new automotive quality standard to include additional stakeholder feedback. The revision work team is preparing for an April 2016 conference to obtain further stakeholder input. The IATF intends to release the transition strategy from ISO/TS 16949:2009 to the new automotive quality standard in April 2016.

Pilot gap assessments will be conducted May through June 2016 worldwide. Feedback from gap assessments will be used to further refine the new automotive quality standard and the associated Rules for achieving and maintaining IATF recognition. The target date for completion of the new automotive quality standard is December 2016.

Some of the new enhancements to the automotive quality standard to address recent issues in the automotive industry include the following:

  • Requirements for safety-related parts and processes
  • Enhanced product traceability requirements to support latest regulatory changes
  • Requirements for products with embedded software
  • Warranty management process including addressing NTF (no trouble found) and use of automotive industry guidance
  • Clarification of sub-tier supplier management and development requirements
  • Addition of corporate responsibility requirements
  • IATF

گسترش عملکرد کیفیت QFD در استاندارد بین المللی ISO 16355

 

QFD - Quality Function Deployment - handwritten text in a notebook on a desk - 3d render illustration.

QFDیک روش ممتاز شنیدن  آوای مشتری توسط شرکتها میباشد QFD اطمینان میدهد که تمرکز تمامی فعالیتها ی طراحی مشتری است و تمامی دادو ستد های طراحی را مشتری دیکته میکند .

Yoji Akao    مفهوم QFD رادرسال ۱۹۶۶ درژاپن معرفی کرد.    طبق    نظریه Akao ، QFD متدی برای گسترش طراحی کیفی محصول، بمنظورراضی نمودن مصرف کنندگان می باشد. سپس خواسته های مصرف کنندگان رابه اهداف طراحی تبدیل می کندوازمراکز تضمین کیفیت تخصصی درسراسر فاز تولید استفاده  می نماید.

QFD در سال ۱۹۷۲ بعنوان یک مفهوم رسمی در کارخانه کشتی سازی kabe در صنعت سنکین Mitsubishi  نشات گرفت و به سرعت در سایر صنایع ژاپن – به خصوص در صنعت خودرو سازی – رخنه کرد.

QFDبه تدریج در آمریکای شمالی شناخته شد و به صورت فعالانه ای توسط تامین کنندگان آمریکائی (American supplier Intitut) ترویج داده شد.شرکتهای Xerox, Ford, General Motors مفاهیم QFD را از اواسط دهه ۱۹۸۰بکار گرفتند.

   شرکتهایی که QFDرا بکار گرفتند ادعا دارند که در آنها دوره زمانی  طراحی به نصف و تغییرات مهندسی به دو سوم تقلیل یافته و پاسخگویی به تقاضاهای مشتریان بهتر از پیش صورت می گیرد . استفاده از این روش باعث درک کامل کلیه کارکنان طراحی و تولید از خواسته های مشخص مشتری شده و در نتیجه آ نچه که تولید میشود تا حدود زیادی همان چیزی خواهد بود که مشتری درخواست کرده است.

این کار قبل از مرحله طراحی صورت میگیرد و از این طریق خواسته های مشتری در مرحله طراحی نیز به نحو مناسبی ترجمه می شود . ترجمه خواسته های مشتری به خواسته های تولید در چهار مرحله صورت میگیرد .  این مراحل عبارتند از :

 مرحله ۱: بررسی خواسته های مشتری .

مرحله ۲: ترجمه خواسته ها ی مشتری به مشخصه های محصول /  خدمات.

مرحله ۳:  ترجمه خواسته ها ی محصول  مشخصه های قطعات.

مرحله ۴: ترجمه مشخصات قطعات به قوانین و روشهای ساخت یا ارائه خدمت .

     در آمریکای شمالی QFD هم چنین به مهندسی مشتری گرا

 (Customer- Driven Engg _ CDE) و به برنامه ریزی ماتریسی محصول (Matrix Product Plannig – mpp) شناخته شده است.

تعريف :QFD

(QFD) يكي از ابزارهاي كيفي جهت دستيابي به نيازها و خواسته هاي مشتري است كه به كمك آن مي توان خدمات و محصولات منطبق با نيازهاي مشتري را طراحي نمود .

  در واقع QFDبر نقطه نظرات مشتري متمركز مي شود و در مراحل اوليه ديد گاههاي مهندسي و مديريتي از اهميت كمتري برخوردارهستند همچنين نيازهاي مشتري جزئي از محصول و خدمات تعريف مي شوند.

اجزاء پا یه ای  QFD

۱-   رضایتمندی مشتری باعث بقای تجاری شرکت ها می شود بنابراین نیازمندی های مشتری باید به بهترین شکل مشخص شود.

۲-QFD یک متدلوژی تیمی است که کارکنان را به حضور گسترده در کارها تشویق میکند

۳- QFD به شرکت کمک میکند که بیشتر رویکرد( واکنش قبل ازاتفاق) را مورد ملاک قراردهد .پیشگیری قبل ازتکوین و طراحی ، بهتر از واکنش پس از ارائه محصول میباشد.(پیشگیری بهتر از درمان است).

 ۴-  متدلژی QFD  به شرکت کمک میکند که اثر بخشی ابزارهای مهندسی و تحلیلی از جملهDOE ، آنالیز شکست وSPC را تعین کند .

 

مروری بر روشهای ارزیابی برند در دنیا

مروری بر روشهای ارزیابی برند در دنیا

 

مبانی علمی طرح
در این بخش مدل های معتبر علمی که در سطح جهان از روایی و مقبولیت برخوردار هستند و پایه های تدوین مدل بکار گرفته شده در این طرح می باشند، در حد حوصله این گزارش تشریح شده اند.

۱ – ارزش ویژه برند از دیدگاه مصرف‌کنندگان – نظریه آکر
بنا به نظر پروفسور دیوید آکر، ارزش ویژۀ برند ریشه در ۴ رکن آورده شده در این مدل دارد:

وفاداری: ایجاد یک تعهد قوی در خرید مجدد یا نگهداری مجدد یک کالا یا خدمت به صورت همیشگی و علیرغم تأثیرات موقعیتی و اقدامات بازاریابی که باعث تغییر رفتار میگردد.
کیفیت ادراک شده: داوری و قضاوت مصرف کننده در خصوص ارجحیت و مزیت یک محصول، با توجه به هدفی که آن محصول داشته است و نسبت به سایر محصولات موجود در بازار.
آگاهی از برند: عبارت است از توانایی خریدار بالقوه جهت تشخیص و به خاطرآوردن اینکه یک برند عضوی از یک طبقه کالایی خاص است .آگاهی از برند همراه با تداعی زیاد برند باعث ایجاد یک تصویر مشخص از برند میگردد.
تداعی های ذهنی: تداعی برند هر چیز مرتبط با برند در ذهن است و می تواند شامل ذهنیت مصرف کننده، ویژگیهای محصول، موارد مصرف، تداعی های مربوط به سازمان، شخصیت برند و سمبل ها باشد.
وضوح متغیرهای تعریف شده، سهولت اندازه گیری متغیرها، گستردگی استفاده از مدل در مطالعات پژوهشی و تعداد دفعات بالای استفاده از پرسشنامه در کشورهای مختلف از جمله مهم ترین نقاط قوت مدل آکر می باشد.

۲ – ( Customer-Based Brand Equity (CBBE نظریه کلر
طبق مدل کلر ارزش ویژه برند،‌ از دو عامل متأثر است؛ الف) دانش خریداران پیرامون یک برند. ب) پیوندهای مطلوب،‌ قوی و منحصربفردی که مصرف کنندگان با برند دارد.
مدل کلر،‌ چهار گام را معرفی می کند که ارزش آن به سؤالات مشتری اشاره می کند و یک نردبان برند می سازد. هر گام به پشت سرگذاشتن موفق مرحله قبل بستگی دارد. این چهار گام شامل شش بلوک و تعدادی زیرمجموعه است. در هریک از این چهار گام، سؤالات زیر پاسخ داده می شود:
۱) پرسش از شخصیت: شما چه کسی هستید؟
۲) پرسش از مفهوم: شما چه چیزی هستید؟
۳) پرسش از واکنش مشتری: نظر شما در مورد برند چیست؟
۴) پرسش از ارتباطات: رابطۀ ما (خریداران) و شما (برند) کدام است؟
بارز بودن: عمق و عرض آگاهی از برند.
عملکرد: برند برای برآورده ساختن نیازهای عملیاتی مصرف کنندگان چه می کند؟

تصویر ذهنی:
افراد درباره برند به طور خلاصه چطور فکر می کنند،‌ بیش از آن که فکر کنند برند بطور واقعی چطور عمل می کند.
چهار بعد نامشهود مهم:
نوع مصرف کننده،‌ شخصیت برند، تاریخچه و میراث، تجارب.
قضاوتها:‌ ارزیابی برند کلی توسط مشتری: مشتریان چگونه عملکرد و پیوندهای تصویری را برای شکل دهی انواع مختلف عقاید برند، ترکیب می کنند.
احساسات: پاسخهای احساسی مشتریان و عکس العمل آنها به برند.
می تواند سخت یا ملایم، مثبت یا منفی باشد.
می تواند به بازگشت مالی برند مربوط باشد.

هماهنگی: میزانی که مشتریان احساس می کنند با برند هماهنگ هستند.
– شدت یا عمق بستگی روانی که مشتریان با برند دارند.
– سطح فعالیتی که از وفاداری ناشی می شود

دانش از دیدگاه کلر:
دانش برند براساس دو جزء آن تعریف می‌شود: آگاهی از برند،‌ که به یادآوری و شناخت برند توسط محصول گفته می‌شود، و تصویر برند،‌ که به یک سری پیوندهایی گفته می‌شود که مصرف‌کننده در ذهن خود با برند ایجاد می‌کند.

۱ – آگاهی از برند: Brand Awareness
اولین بعد از دانش برند است که میزان در دسترس بودن برند در حافظه را نشان می دهد. این عامل به قدرت گره های ذهنی مشتری بستگی دارد که در توانایی تشخیص برند توسط مصرف کننده در شرایط مختلف مؤثر است. به بیان دیگر آگاهی از برند به احتمال بخاطرآوری آسان نام برند در ذهن مصرف کننده مرتبط است.
آگاهی از برند شامل دو بعد است:شناخت Recognition ویادآوری Recall.
۱ – شناخت برند یعنی توانایی مصرف‌کننده در تأیید ظواهر قبلی برند وقتی که برند خاص را به عنوان یک نشانه می‌بیند. به عبارت دیگر شناخت برند نیازمند این است که مصرف‌کننده برندی را که قبلاً‌ دیده یا شنیده به درستی تمییز دهد. شناخت برند هنگام تصمیم‌گیری در فروشگاه می‌تواند مهم باشد. در تصمیم‌گیری‌هایی با درگیری پائین، یک سطح حداقلی از آگاهی می‌تواند برای انتخاب محصول کافی باشد.
۲ – یادآوری برند: یعنی توانایی مصرف‌کننده در بازیابی برند هنگامی که با طبقه محصول، نیاز برآورده شده توسط طبقه محصول یا نشانه‌های دیگری مواجه می‌شود. به عبارت دیگر، یادآوری برند نیازمند این است که مصرف‌کننده به درستی محصول را از حافظه خود فرابخواند. خیلی مهم است که تنها عمق یادآوری (درصد افرادی که برند را می‌شناسند) اندازه‌گیری نشود،‌ بلکه عرض آن (نشانه‌هایی که منجر به یادآوری برند می‌شوند) نیز اندازه‌گیری شود. یک شروع خوب برای سنجش عرض برند،‌ تفکر درباره این است که چه کسی،‌ کی،‌ کجا، و چگونه برند را می‌خرد یا استفاده می‌کند.
به طور کلی مدل کلر در مورد دانش برند به شکل زیر است:

دیوید آکر یک مرحله را نیز به مراحل آگاهی اضافه می‌کند و آن را شامل سه مرحله می‌داند:
۱ – Recognition: شناخت
۲ – Recall: یادآوری
۳ – Top of mine: وقتی برند اولین برندی باشد که در طبقه محصول به ذهن مشتری می‌رسد.

به طور کلی آگاهی را در دو دسته “aided” و “unaided” می‌توان طبقه‌بندی کرد. آگاهیِ aided میزان آشنایی مصرف‌کننده با یک برند، هنگامی است که جزئی از یک برند به وی نشان داده می شود (به طور مثال لوگو) و یا نام برند برای وی خوانده می شود. آگاهیِ unaided بر ارتباط قوی‌تری با برند دلالت دارد و به عنوان توانایی مصرف‌کننده در نام بردن از برند هنگامیکه در مورد طبقه محصول از او سؤال می‌شود، مطرح می گردد.

۲ -تصویر برند Brand Image:
تصویر برند به عنوان ادراکاتی در مورد برند تعریف می‌شود که با پیوندهای ایجاد شده در حافظه مصرف‌کننده مرتبط است. پیوندهای برند گره‌های اطلاعاتی است که با گره‌های مربوط به برند در ذهن مشتری ارتباط پیدا کرده و حاوی مفهومی در مورد برند برای مشتری است.

۳ – Brand Funnel

brand funnel نشان دهنده فرآیند سازگاری مشتری با برند از مرحله تشخیص یک برند تا تعهد به آن می باشد. مراحل منطق brand funnel به این صورت مطرح شدند: آگاهی از برند، تمایل به خرید برند، استفاده از برند کلی، تکرار مصرف، استفاده از برند بطور معمول و در نهایت تعهد به برند که در هریک از این مراحل معمولاً تعداد مشتریان کمتر می شود که این مساله باید به درستی مدیریت شود تا حداقل ریزش مشتری در مراحل مختلف مشاهده شود. چراکه این مشتریان متعهد به برند هستند که به برند علاقمندند، ‌از آن دفاع می کنند و برای ما سودآوری دارند. هر یک از مشتریانی که در مراحل مختلف از دست می دهیم به معنای از دست دادن درآمد و سودمان است.
اهداف و مزایای brand funnel را به شرح زیر بیان می شود:
یک دیدگاه کلی درباره عملکرد برند ارائه می دهد.
بوسیله مخاطبان مختلف قابل دسترسی و فهم است.
عملکرد و سلامت برند را بطور مشخص نشان می دهد.
رویکرد یکپارچه ای را در بازارها ارائه می کند.
زبان مشترکی بین فعالیتهای مختلف ایجاد می کند.
۴ – روش Interbrand

در روش اینتربرند،‌ ارزش برند با ضرب درآمدهای متفرقه(differential earnings) در یک نرخ تنزیل (یا discount rate) محاسبه می‌شود. این نرخ تنزیل از کمی کردن فاکتورهایی،‌ که طبق روش اینتربرند،‌ قدرت برند را محاسبه می‌کند،‌ بدست می‌آید. ریسکی بودن نرخ تنزیل از طریق مقیاس ترکیبی قدرت برند که از معیارها و وزنهای نسبی تشکیل شده،‌ تعیین می‌گردد.
این محاسبه با یک میانگین وزنی از درآمدهای متفرقه گذشته قبل از بهره و مالیات (EBIT) در مورد سه سال گذشته (که با تفریق EBIT مربوط به محصولات بدون برند (از آن) بدست می‌آید) و حذف EBIT مربوط به فعالیتهای غیرمرتبط با شخصیت برند شروع می‌شود. غالباً عامل وزنی برای سال جاری عدد ۳، برای سال گذشته عدد ۲ و برای دو سال گذشته عدد ۱ است. وقتی که میانگین وزنی EBIT تاریخی بزرگتر از EBIT پیش بینی شده برند برای سالهای آینده باشد،‌ باید این اختلاف را به حساب آورد ( کم کرد). سپس صرفه سرمایه (capital remuneration) و مالیات کسر می‌شود و درآمدهای متفرقه(differential earnings) بدست می‌آیند.
برای محاسبه کمی EBIT محصولات غیربرندی باید در نظر داشت که:
– یک محصول بدون برند به طور طبیعی حجم یا تقاضای ثابت محصول برندی را ندارد.
– برند از طریق ثبات تقاضا صرفه اقتصادی ایجاد می‌کند.
– محصول برنددار می‌تواند نسبت به همتای بدون برند خود به قیمت بالاتر فروخته شود.
برای محاسبه ضریب اعمال شده در درآمدهای متفرقه برند،‌ اینتربرند «قدرت برند» را محاسبه می‌کند که ضریبی است (وزنی) که از ۷ عامل تشکیل شده است. این هفت عامل در قسمتهای بعدی عنوان شده است. برای رتبه‌بندی هر عامل قدرت برند، لازم است تا برند،‌ موقعیتش در بازار، فعالیتهای انجام شده در گذشته، ‌برنامه‌های آتی،‌ ریسک برند و غیره را به دقت مطالعه کرد.
علاوه براین، نقش برند در طبقه محصول یا خدمات برای تعیین درصد دریافتهای نامشهود مربوط به برند اندازه‌گیری می‌شود (RBI ). برای مثال، اگر برند مسئول ۷۸% از تقاضای مشتریان است،‌ دریافتها در ۷۸% ضرب می‌شوند. (تحلیل تقاضاست).
به طور کلی، روش ارزیابی اینتربرند شامل ۵ گام است:
۱ – بخش‌بندی Segmentation
۲ – تحلیل مالی Financial Analysis
۳ – تحلیل تقاضاDemand Analysis
۴ – تحلیل قدرت برند Brand Strength Analysis
۵ – محاسبه ارزش خالص فعلی Net Present Value Calculation

Read more: http://www.donya-e-eqtesad.com/news/596796/#ixzz3dRHN3GNQ

ورود چرخ‌خیاطی به تهران قدیم

 6320_899

گرچه اولین چرخ خیاطی در ایران توسط مظفرالدین شاه از سفر فرنگ آورده شد اما سال‌ها طول کشید تا این اختراع جدید جای دوخت و دوز به روش سنتی را گرفت و فراگیر شد.
“بارتلمی تیمونیه” فرانسوی را اولین کسی می دانند که در سال ۱۸۳۰ چرخ خیاطی را اختراع کرد. گرچه دوزندگان هموطن او که خیال می کردند با این اختراع جدید کار و کاسبی آنها کساد خواهد شد شبانه به خانه او ریخته و اختراع او را آتش زدند اما ایده ساخت ماشین دوزندگی چیزی نبود که از ذهن ها برود.
سال‌ها بعد در ۱۸۴۵ میلادی اما بار دیگر ماشین‌های دوخت و دوز اینبار در امریکا توسط دو مخترع با نام “آیزاک سینگر” و “الیاس هاو”که هر یک مدعی بود زودتر به این اختراع رسیده است به ثبت رسید؛ این بار چرخ خیاطی که شبیه مدل های امروزی بود به سرعت همه گیر و در همه جای جهان به کار گرفته شد.
با این حال ورود چرخ خیاطی به ایران که سرعت و کیفیت کار خیاطی را چندبرابر می‌کرد تا زمان مظفرالدین شاه و سفر او به فرنگ صورت نگرفت؛ حتی پس از آنکه شاه این اختراع فرنگی را به همراه یک خیاط قفقازی به تهران آورد تا لباس درباریان توسط آن دوخته شود هم مردم با این باور که پارچه با چرخ خیاطی جویده می شود و دوام آن کم می‌شود، چندان اقبالی به آن نشان نمی دادند اما سهولت و سرعت باعث شد چرخ خیاطی جای خود را در زندگی ایرانی باز کند تا آنجا که به یکی از وسایل منزل و اقلام جهیزیه دختران دم بخت تبدیل شد.
گفته می شود کارخانه معتبر “سینگر” که یکی از مخترعان چرخ خیاطی بود اولین ماشین های دوزندگی را به ایران آورد و یک نمایندگی رسمی در تهران دایر کرد. در این نمایندگی که در خیابان بوذرجمهری (۱۵خرداد) قرار داشت کسانی که چرخ خیاطی خریداری می کردند زیر نظر مربی امریکایی دوره های آموزش خیاطی با چرخ را می گذراندند. عکس زیر که به درستی تاریخ و مکان آن معلوم نیست احتمالا مربوط به همین دوره است؛ چند زن و مرد تهرانی در کنار یک چرخ خیاطی و اتومبیلی که نام کارخانه “سینگر” بر آن نوشته شده است.

ورود ماشین‌آلات نساجی به اصفهان قدیم

ورود ماشی6530_723ن‌آلات نساجی به اصفهان قدیم

نزدیک به یکصد سال قبل راه اندازی کارخانجات نساجی در اصفهان این شهر را به یکی از قطب های این صنعت در منطقه تبدیل کرد تا آنجا که به آن لقب “منچستر شرق” دادند.

در آن روزگار کارخانجات بافندگی یکی از اصلی ترین منابع درآمدی مردم اصفهان به شمار می رفت و در کمتر از دو دهه نزدیک به ۱۰ کارخانه بزرگ نساجی در این شهر راه اندازی شد.
به گزارش اسناد تاریخی در سال ۱۳۰۴ در آغاز عصر پهلوی نخستین کارخانه نساجی اصفهان با نام “وطن” آغاز به کار کرد و ده سال بعد دومین کارخانه با نام “ریسباف” تاسیس شد. به دنبال آن چندین کارخانه دیگر  مانند “شهرضا”، “زاینده‌رود”، “پشم‌باف”، “صنایع پشم”، “رحیم‌زاده”، “نختاب”در نقاط مختلف شهر راه اندازی شد. گفته می شود این کارخانه‌ها همگی در قالب شرکت سهامی اداره می شدند و مردم شهر با خرید سهام در سود آن‌ها شریک بودند.
رونق این صنعت در اصفهان اما دیری نپایید و با پایان جنگ جهانی دوم و افزایش واردات پارچه ها ارزان قیمت سود این کارخانه ها به شدت کاهش پیدا کرد و یکی پس از دیگری ورشکست شدند.
عکسی که در زیر می بینید مربوط به دوران رونق نساجی در اصفهان و زمانی است که کارخانه “ریسباف” در حال راه اندازی بوده است. این عکس که عکاس آن مرحوم “ابولقاسم جلا” عکاس اصفهانی است و تاریخ ۱۳۱۹ را دارد یکی از ماشین الات خریداری شده برای کارخانجات نساجی اصفهان را نشان می دهد که با کامیون به اصفهان آورده شده است.

 

عجیب‌ترین سوالات مصاحبه شغلی!

عجیب‌ترین سوالات مصاحبه شغلی!

صاحبه شغلی برای همه افراد جویای کار حائز اهمیت است، زیرا شخص پس از چندین سال دوران دانشگاه قرار است وارد بازار کار شود و گام اول مصاحبه شغلی است.

اکثر ما این تجربه را داریم که کسی به ناگهان یک سوال بی‌اساس از ما بپرسد، اما اگر این سوال بی‌ربط در طول مصاحبه از ما پرسیده شود چه برخوردی خواهیم داشت؟ فلسفه وجودی مصاحبه‌های شغلی این است که فرد شایسته‌تر برای کار انتخاب شود، اما در بعضی از موارد فرد با مسائلی روبه‌رو می‌شود که اصلا انتظارش را ندارد. شاید برای شما هم پیش آمده باشد؟

به همین منظور، کاربران پایگاه کورا سوالات بی‌موردی که از آن‌ها پرسیده شده بود را بر روی این سایت گذاشتند. شاید سوالاتی که از شما پرسیده شده است را هم بتوان به این فهرست اضافه کرد!

دم نیومن یکی از کاربران کورا نوشت که همه این سوال‌ها را یکجا از من پرسیدند: «از من پرسیدند که چگونه می‌توانم جسد یک شخص مرده را پنهان کنم؟ چگونه می‌توانم برای یک آدم کور قفسه ادویه بسازم؟ بهترین قسمت سریال پارک جنوبی از نظر من کدام قسمت بود؟»
البته این سوالات فقط به شرکت‌های کوچک محدود نمی‌شود. کیث بوسکی در صنعت بازی‌های کامپیوتری مشغول است. او نوشت که تابستان در مصاحبه یک شرکت بزرگ حاضر شده بود و در آنجا از او پرسیدند: «اگر قرار بود بین سبزی‌های دنیا قرار بود یکی از آن‌ها باشی، کدام را انتخاب می‌کردی؟» سمیه تیواری نیز نوشت: «در صنعت مُد طرفدار کدام یک هستی؟» تیواری می‌گوید اگر قرار بود در یک شغل مرتبط با این موضوع استخدام می‌شدم این سوال کاملا منطقی بود، اما من برای شغل برنامه‌نویسی درخواست داده بودم.
اتفاقی جالب نیز برای یک کارجوی دیگر رخ داد. فرناندو گوتیِرز نیم ساعت در اتاق انتظار منتظر کارفرما مانده بود و همچنان آن فرد نیامده بود. منشی از او پرسید: «آیا ممکن است یک ربع دیگر هم منتظر بمانید؟» فرناندو با خونسردی پاسخ منفی می‌دهد و می‌گوید که باید به بلیت هواپیما برسد: «منشی از من این سوال را پرسید و وقتی دید من دفتر آن‌ها را ترک کردم شوکه شده بود. رئیس او نیز بداخلاق بود و دیگران از روی ترس معمولا با او روبه‌رو نمی‌شدند. گویا رئیس او از شجاعت من خوشش آمده بود و دلش می‌خواست کسی را استخدام کند که از او نترسد. سپس آن‌ها زنگ زدند و گفتند که من قبول شده‌ام.»

 

دیانا فلدر نیز گفت: «خیلی وقت پیش من برای مصاحبه در یک شغل در آن شرکت حاضر شدم. شخص مصاحبه‌کننده بدون هیچ رودربایستی از من پرسید: «قرار نیست که باردار شوید؟» مصاحبه‌کننده یک خانم بود و توضیح داد که نمی‌خواهد شرکتش زمان و هزینه کند و کسی را استخدام کند که بخواهد باردار شود و چند ماهی از مرخصی زایمان استفاده کند. فلدر می‌گوید: «من خشکم زده بود. اصلا فکرش را هم نمی‌کردم کسی روز مصاحبه چنین سوالی از من کند!»
یلیپ روسمارین وکیل مسائل جنایی است. او می‌گوید که قبلا نویسنده تبلیغاتی یک شرکت بوده و وقتی می‌خواسته شخصی را استخدام کند عکس هیتلر را بالای سرش نصب کرد. در واقع موقعیت به شکلی بود که افرادی که برای مصاحبه می‌آمدند به ناچار باید عکس هیتلر را می‌دیدند. او نوشت: «من خانمی را استخدام کردیم که جرات کرد و پرسید عکس هیتلر آن بالا چه غلطی می‌کند؟!»